زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
محتشم کاشانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۳۷۴

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
باز علم زد ز بیابان عشق
۲
کرد جنیبت کش سلطان عشق
۳
باز رسید از پی هم کوه کوه
۴
موج قوی جنبش طوفان عشق
۵
باز صلا زد به دو کون و کشید
۶
فتنهٔ جهان تا به جهان خان عشق
۷
باز به گوش مه و کیوان رسید
۸
غلغله از ساحت ایوان عشق
۹
باز دل آن فارس مطلق عنان
۱۰
رخش جنون تاخت به میدان عشق
۱۱
باز محل شد که به جان بشنوند
۱۲
مور و ملخ حکم سلیمان عشق
۱۳
باز ز معزولی عقل و خرد
۱۴
دور جنون آمد و دوران عشق
۱۵
ای دل نوعتهد کنون ز اتحاد
۱۶
جان من و جان تو و جان عشق
۱۷
محتشم ازبهر بتان قتل تو
۱۸
حکم مطاع است ز دیوان عشق

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.