زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
محتشم کاشانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۳۹۷

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ز خاک کوی تو گریان سفر گزیدم و رفتم
۲
ز گریه رخت به غرقاب خون کشیدم ورفتم
۳
قدم به زمین ریخت از دو شیشهٔ دیده
۴
گلاب آن گل حسرت که از تو چیدم و رفتم
۵
ز نخل تفرقه خیزت که داد بر به رقیبان
۶
علاقه دل و پیوند جان بردم و رفتم
۷
چو غیر چید گل وصلت از مساهله من
۸
چو خار در جگر خویشتن خلیدم و رفتم
۹
درون پرده صبرم ز حد چو رفت تحمل
۱۰
ز پاس دامن آن پرده بر دریدم و رفتم
۱۱
رخ امید به عهدت ز عاقبت نگریها
۱۲
سیه در آینهٔ بخت خویش دیدم و رفتم
۱۳
به پند دیدهٔ صحبت پسند کار نکردم
۱۴
نصیحت دل عزلت گزین شنیدم و رفتم
۱۵
مرا لقب کن ازین پس سگ رمیده ز آهو
۱۶
کز آهوئی چو تو با صد هوس رمیدم و رفتم
۱۷
شکیب را چو نیامد ز پس نوید امیدی
۱۸
به شرح محتشم پیش بین رسیدم و رفتم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.