غزل شمارهٔ ۳۹۶
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
چون من به در هجر ز بیداد تو رفتم
۲
چندان نگهم داشت که از یاد تو رفتم
۳
چون فاختهٔ سنگ ستم خرده ازین باغ
۴
دل در گرو جلوهٔ شمشاد تو رفتم
۵
بشتاب ز دنبال که با زخم غریبی
۶
از صید گه غمزهٔ صیاد تو رفتم
۷
برکس مکن اطلاق هلاکم که ز دنیا
۸
از سعی اجل هم نه به امداد تو رفتم
۹
پوشیده کفن سوی مکافات گه حشر
۱۰
تا زین ستم آباد به بیداد تو رفتم
۱۱
خسرو ز جهان میشد و آهسته به شیرین
۱۲
میگفت که من در سر فرهاد تو رفتم
۱۳
نالان به درش محتشم از بس که نشستی
۱۴
من منفعل از ناله و فریاد تو رفتم
