زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
محتشم کاشانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۳۹۹

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
دی به دنبال یکی کبک خرام افتادم
۲
رفتم از شهر به صحرا و به دام افتادم
۳
مگر این باده همه داروی بیهوشی بود
۴
که من لجه‌کش از یک دو سه جام افتادم
۵
آن چه قد بود و چه قامت که ز نظارهٔ آن
۶
تا دم صبح قیامت ز قیام افتادم
۷
به اشارت مگر احوال بگویم که چه شد
۸
که ز گویائی از آن طرز کلام افتادم
۹
هیچ زخمی نزد آن غمزه که کاری نفتاد
۱۰
من افتاده چگویم ز کدام افتادم
۱۱
من که بودم ز مقیمان سر کوی حضور
۱۲
از کجا آه به این طرفه مقام افتادم
۱۳
محتشم بوی جنونم همه کس فاش شنید
۱۴
چون درین سلسله غالیهٔ فام افتادم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.