زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
محتشم کاشانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۴۰۰

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
زخم نگهت نهفته خوردم
۲
پنهان نگهی دگر که مردم
۳
شد عقل و زمان مستی آمد
۴
خود را به تو این زمان سپردم
۵
تیر نگهم زدی چو پنهان
۶
راهی به نوازش تو بردم
۷
می‌گشت لبم خضاب اگر دوش
۸
دامن گه گریه می‌فشردم
۹
از زخم اجل کشنده‌تر بود
۱۰
از دست تو ضربتی که خوردم
۱۱
دل بی‌تو شبی که داغ می‌سوخت
۱۲
تا صبح ستاره می‌شمردم
۱۳
ای هم دم محتشم در این بزم
۱۴
صاف از تو که من حریف دردم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.