غزل شمارهٔ ۴۰۱
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ز کج بینی به زلفت نسبت چین ختن کردم
۲
غلط بود آن چه من دیدم خطا بود آن چه من کردم
۳
اگر از محنت غربت بمیرم جای آن دارد
۴
که بهر چون تو بدخوئی چرا ترک وطن کردم
۵
اگر از تربتم بوی وفا ناید عجب نبود
۶
که خاک پای آن بدمهر را عطر کفن کردم
۷
چو گوی از غم به سر میغلطم و بر خاک میگردم
۸
که خود را از چه سرگردان آن سیمین بد نکردم
۹
به زور غصهام کشت آن که عمری از برای او
۱۰
گرفتم کوه غم از پیش و کار کوهکن کردم
۱۱
تواکنون گر دلی داری به سر کن محتشم با او
۱۲
که من خود ترک آن سنگین دل پیمانشکن کردم
