زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
محتشم کاشانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۴۰۸

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ز لطف و قهر او و در خندهای گریه آلودم
۲
نمی‌یابم که مقبولم نمی‌دانم که مردودم
۳
ز جرمم در گذر یا بسملم کن به کی داری
۴
در آب و آتش از امید بود و بیم نابودم
۵
به یک تقصیر در مجلس به گرد خجلت آلودی
۶
رخی را کزو فاعمری به خاک درگهت سودم
۷
به گفتار غرض گو ناامیدم ساختی از خود
۸
بلی مقصود من این بود دیگر نیست مقصودم
۹
چه اندیشم دگر از گرمی بازار بدگویان
۱۰
که نه فکر زیان ماند است نه اندیشه سودم
۱۱
چو شمعم گر تو برداری سر از تن در حقیقت به
۱۲
که چون مجمر نهد غیری به سر تاج زراندودم
۱۳
به قول ناکسانم بیش ازین مانع مشو زین در
۱۴
که در خیل سگانت پیش ازین منهم کسی بودم
۱۵
اگر چون محتشم صدبارم اندازی در آتش هم
۱۶
چنان سوزم که جز بوی وفایت ناید از دودم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.