زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
محتشم کاشانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۴۰۷

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
بهر دعا از درت چون به درون آمدم
۲
قوت نطقم نماند لال برون آمدم
۳
عشق چو بازم به ناز سوی تو خواند از برون
۴
در ز درون بسته بود من به فسون آمدم
۵
من که زدم از ازل لاف شکیب ابد
۶
از سر کویت ببین رفتم و چون آمدم
۷
زخم امانت بس است مرهم لطفی فرست
۸
داغ مرا کز ازل جسته درون آمدم
۹
شد در و دیوار او از تن من لاله فام
۱۰
بس که ز داغ غرقه به خون آمدم
۱۱
نقد نیازم نزد بر محک امتحان
۱۲
در نظر درک او بس که زبون آمدم
۱۳
محتشم این در نبود جای چو من ناکسی
۱۴
لیک چو تقدیر بود راهنمون آمدم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.