زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
محتشم کاشانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۴۳۰

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
به دشمن یارئی در قتل خود از یار می‌فهمم
۲
اشارتها که هست از هر طرف در کار می‌فهمم
۳
ازین بی‌وقت مجلس بر شکستن در هلاک خود
۴
نهانی اتفاق یار با اغیار می‌فهمم
۵
چو پرکارانه طرح قتل من افکنده آن بدخو
۶
که آثار غضب در چهره‌اش دشوار می‌فهمم
۷
به می‌خوردن مگر هر دم ز مجلس می‌رود بیرون
۸
که پی پرکاری امشب در آن رفتار می‌فهمم
۹
چو نرگس بس که امشب یار استغنار کند با من
۱۰
سرش گرمست از پیچیدن دستار می‌فهمم
۱۱
به نامحرم نسیمی دارد آن گل صحبت پنهان
۱۲
من این صورت ز رنگ آن گل رخسار می‌فهمم
۱۳
ز عشق تازه باشد محتشم دیوان نگارنده
۱۴
چو مضمونها که من زان کلک مضمون بار می‌فهمم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.