زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
محتشم کاشانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۴۵۳

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
تو کشیده تیغ و مرا هوس که ز قید جان برهانیم
۲
به مراد دل برسی اگر به مراد خود برسانیم
۳
همه شب چو شمع ستاده‌ام که نشانمت به حریم دل
۴
به حریم دل چه شود که اگر بنشینی و بنشانیم
۵
چه کنم نظر به مه دگر که ز دل غم تو رود به در
۶
که ز دیگران دگران شود به تو بیشتر نگرانیم
۷
نیم ارچه وصل تو را سزا به همین خوشم که تو دل ربا
۸
سگ خویش خوانیم از وفا سوی خویش اگرچه نخوانیم
۹
دل تنگ حوصله خون شود ز ستیزهای زبانیت
۱۰
ز پی ارنه لطف تو دل دهد به کرشمه‌های زبانیم
۱۱
چه نکو حضوری و وحدتی بود از دو جانب اگر تو را
۱۲
من ازین خسان بستان و تو ازین بتان بستانیم
۱۳
گرم از درون بدر افکنی ز برون چو محتشمم مران
۱۴
سگیم به داغ و نشان تو که نخواند از تو برانیم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.