زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
محتشم کاشانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۴۷۳

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای ابرویت به وقت اشارت زبان حسن
۲
شهرت ده زبان دگر در زمان حسن
۳
ز آمد شد خیال تو در شاه راه چشم
۴
از یکدگر نمی‌گسلد کاروان حسن
۵
از تیر عشق اهل زمین پر برآورند
۶
آرد چو غمزه‌ات به کشاکش کمان حسن
۷
خوبی به غایتی که زلیخا نمی‌برد
۸
در جنب خوبی تو به یوسف گمان حسن
۹
چندان نیافریده دل اندر جهان مرا
۱۰
کان بت کند ببردنشان امتحان حسن
۱۱
عالم ز دل تهی شد و آن مه نمی‌دهد
۱۲
از دلبری هنوز زمانی امان حسن
۱۳
روزی که صدهزار سر از تن بیفکند
۱۴
باشد به جرم بد مددی سرگران حسن
۱۵
چشمت که گرم تربیت مرغ غمزه است
۱۶
شهباز پرور آمده در آشیان حسن
۱۷
جز بهر پیشکاری حسنت جهان نداد
۱۸
پیش از تصرف تو به یوسف جهان حسن
۱۹
میداشت بهر فتنه آخر زمان نگاه
۲۰
آیینه‌ات زمانه در آیننه‌دان حسن
۲۱
از نوبهار حسن چه گلها که بشکفد
۲۲
روزی که گرد روی تو گردد خزان حسن
۲۳
تا غارت بهار چمنها کند خزان
۲۴
بادا دعای محتشمت پاسبان حسن

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.