زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
محتشم کاشانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۴۷۴

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای تو نکرده جز جفا آن چه نکرده‌ای بکن
۲
تیغ بکش به خون ما آن چه نکرده‌ای بکن
۳
ای زده عقل و راه دین خواهی اگر متاع جان
۴
بی خبر از درم درا آن چه نکرده‌ای بکن
۵
چند به منتم کشی کز ستمت نکشته‌ام
۶
ای ستمت به از وفا آن چه نکرده‌ای بکن
۷
ای که ربوده‌ای به رخ صد دل و مایلی بدین
۸
عقدهٔ زلف برگشا آن چه نکرده‌ای بکن
۹
ای که نبوده بر درت مثل من از جفا کشان
۱۰
میروم این زمان بیا آن چه نکرده‌ای بکن
۱۱
ای نه نموده روی مه برده هزار دل ز ره
۱۲
روی به محتشم نما آن چه نکرده‌ای بکن

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.