زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
محتشم کاشانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۴۸۷

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای خدنگ مژه‌ات عقده گشای دل من
۲
حل شده از تو به یک چشم زدن مشکل من
۳
خون من ریزد اگر آن گل رعنا بر خاک
۴
ندمد جز گل یک رنگی او از گل من
۵
شادم از بی‌کسی خود که اگر کشته شوم
۶
نکند کس طلب خون من از قاتل من
۷
آن چنان تنگ دلم از غم آن تنگ دهان
۸
که غمش نیز به تنگ آمده است از دل من
۹
سر من بر سر آن کو فکن از تن که فتد
۱۰
گاه و بی‌گاه گذار تو به سر منزل من
۱۱
داشت در کشتن من تیغ تو تعجیل ولی
۱۲
زود آمد به سر این دولت مستعجل من
۱۳
محتشم چون به سخن نیست مه من مایل
۱۴
چه شود حاصل ازین گفتهٔ بی‌حاصل من

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.