زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
محتشم کاشانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۴۹۱

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
چو می‌خواهد که نامم نشنود بیگانه رای من
۲
ازو بیگانه بادا هرکه باشد آشنای من
۳
ز رغم من به نوعی مدعی را کام می‌بخشی
۴
که می‌خواهد باخلاص از خدای من بقای من
۵
بکش گر درخور بخشش نیم تا کی روا داری
۶
به بدخواه از پی درخواه جز می التجای من
۷
چو فرمائی که خاصانت به بزم آرند یاران را
۸
به حاجب هم به جنبان گوشهٔ چشمی برای من
۹
ز قرب یار ننهادم ز جای خود قدم بالا
۱۰
چها در سر گرفتی غیر اگر بودی به جای من
۱۱
به تشریف غلامی گر بلند آوازه‌ام سازی
۱۲
زند بر بام چرخ ایام کوس کبریای من

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.