زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
محتشم کاشانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۴۹۲

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
با وجود وصل شد زندان حرمان جای من
۲
برکنار آب حیوان تشنهٔ مردم وای من
۳
باغبان کاندر درون بر دست گلچین گل نزد
۴
دست منعش در برون صد تیشه زد بر پای من
۵
سایه بر هر کس فکند الا من دوزخ نصیب
۶
سر و طوبی قد گل روی بهشت آرای من
۷
هست باقی رشحه‌ای از وصل و جان من کباب
۸
من که امروز این چنینم وای بر فردای من
۹
پر گیاه حسرتی خواهد دمانیدن ز خاک
۱۰
در پی این کاروان اشگ جهان پیمای من
۱۱
از تفقدهای عامم نیز کردی ناامید
۱۲
بیش ازین بود از تو امید دل شیدای من
۱۳
محتشم افغان که مستغنی است از یاد گدا
۱۴
پادشاه بی‌غم و سلطان بی‌پروای من

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.