زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
محتشم کاشانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۴۹۶

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
دو دل ربا که بلای دلند و آفت دین
۲
دلم به غمزه آن رفت و دین به عشوهٔ این
۳
یکی ز غایت عرفان گلیست پرده‌گشا
۴
یکی ز عین حیا غنچه است پرده‌نشین
۵
یکی به کام حریفان نموده خنده ز لب
۶
یکی به عارض تابنده همچو در ثمین
۷
یکی به عارض تابنده رشک ماه فلک
۸
یکی به قامت رعنا بلای روی زمین
۹
یکی ز طره سرچین نموده مشگ ختا
۱۰
یکی ز عقده گیسو گشوده ناقه چین
۱۱
یکی به قصد من از ابروان کشیده کمان
۱۲
یکی چو چشم خود از گوشه‌ها گشوده کمین
۱۳
ز دست هر دو دل محتشم شکاف شکاف
۱۴
گهی به تیغ عداب و گهی به خنجر کین

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.