زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
محتشم کاشانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۴۹۷

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
چو در چوگان زدن آن مه نگون گردد ز پشت زین
۲
زمین گوید ثنا گردون دعا روح‌الامین آمین
۳
رسید از ماه سیمایان سپاهی در قفا اما
۴
در این میدان نمی‌بینم سپهداری به این آئین
۵
به تندی برق مستعجل به لنگر کوه پابرجا
۶
به میدانها سبک جولان به محفلها گران تمکین
۷
به تحریک طبیعت در خم چو گان بیدادم
۸
چنان دارد که چون گویم نه آرامست و نه تسکین
۹
شوم او را بلاگردان چو رخش ناز بی‌پایان
۱۰
به پائین راند از بالا به بالا تا زد از پائین
۱۱
مکن خون کوی ای دل بر سر میدان او مسکن
۱۲
که آنجا در پی سر میرود صد عاشق مسکین
۱۳
نثار بزمت این بس محتشم کان معدن احسان
۱۴
لب گوهرفشان گاهی بجنباند پی تحسین

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.