زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
محتشم کاشانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۴۹۸

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
به دوستی خودم میکشی که رای من است این
۲
به خویش دشمنی کرده‌ام سزای من است این
۳
گداختم ز جفا تا وفا به عهد تو کردم
۴
بلی نتیجهٔ عهد تو و فای من است این
۵
به قول مدعیم میکشی و نیستی آگه
۶
که در غمی که منم عین مدعای من است این
۷
وفا نگر که دم قتل من ز خیل سگانش
۸
یکی نکرد شفاعت که آشنای من است این
۹
عجب نباشد اگر پا کشم ز مسند قربت
۱۰
تو آفتابی و من ذره‌ام چه جای من است این
۱۱
دلم که گشته ز بی‌غیرتی مقیم در آن کو
۱۲
از آن مقام برانش که بی رضای من است این
۱۳
اگر ز غم برهی محتشم دچار تو گردد
۱۴
بگو کمینه غلام گریز پای من است این

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.