زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
محتشم کاشانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۵۱۱

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
آن منتظر گدازی چشم سیاه او
۲
جانیست در تن نگه گاه‌گاه او
۳
خوش کامرانیست در اثنای قهر و خشم
۴
دیدن به دست میل عنان نگاه او
۵
در عین بسملم در انکار اگر زند
۶
من با سر بریده شوم خود گواه او
۷
هست از سر بریده او یک رهم امید
۸
جنبیدن لبی که شود عذرخواه او
۹
آن رتبه کو که بی‌حرکت سازم از دعا
۱۰
دست فرشته‌ای که نویسد گناه او
۱۱
الماس ریزه ریخته در چشم غیرتم
۱۲
هر برگ گل که ریخته در خوابگاه او
۱۳
او گرد غم فشانده ز حرمان به روی من
۱۴
من خاک کوچه رفته ز مژگان ز راه او
۱۵
زلفش سپاه خسرو حسنست وین عجب
۱۶
کاسباب قوت است شکست سپاه او
۱۷
منشین ز سوز محتشم ایمن که بر فلک
۱۸
داغیست هر ستاره‌ای از دود آه او

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.