زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
محتشم کاشانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۵۱۲

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
باز امشب ز اقتضای شوخ طبعی‌های او
۲
بر سر غوغاست با من چشم بر غوغای او
۳
در حجابست از لب و گوش آن چه می‌گوید به من
۴
با دو چشم والهٔ من نرگس شهلای او
۵
انتظار از آن سوارم می‌کشد کز بار ناز
۶
بس گران می‌جنبد از جارخش استغنای او
۷
در صبوحی می‌تواند کرد پیش از آفتاب
۸
روز را از شب جدا روی جهان آرای او
۹
چون به عزم رقص می‌آید به جنبش قامتش
۱۰
عشوه پنداری که می‌ریزد ز سر تا پای او
۱۱
پیش از آن کاید به رقص از انتظارم می‌کشد
۱۲
نیم جنبشهای مخفی او قد رعنای او
۱۳
باغبان چندان که گل می‌چیند از بالای شاخ
۱۴
من گل عیش و طرب می‌چینم از بالای او
۱۵
در صف بیگانه خوبان دیده‌ام ماهی که هست
۱۶
صد نشان از آشنائی بیش در سیمای او
۱۷
داد دقت داده تا آورده جنبش در قلم
۱۸
صانع یکتا برای حسن بی‌همتای او
۱۹
مشتری اینست اگر افتاد بر بالای هم
۲۰
می‌شود امروز صد خون بر سر کالای او
۲۱
می‌سزد کان خسرو خوبان به این نازد که هست
۲۲
کوه‌کن رسوای شیرین محتشم رسوای او

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.