غزل شمارهٔ ۹۶
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
درد ما را نیست درمان الغیاث
۲
هجر ما را نیست پایان الغیاث
۳
دین و دل بردند و قصد جان کنند
۴
الغیاث از جور خوبان الغیاث
۵
در بهای بوسهای جانی طلب
۶
میکنند این دلستانان الغیاث
۷
خون ما خوردند این کافردلان
۸
ای مسلمانان چه درمان الغیاث
۹
همچو حافظ روز و شب بی خویشتن
۱۰
گشتهام سوزان و گریان الغیاث