زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
محتشم کاشانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۵۵۰

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
بیش از دی گرم استغنا زدن گردیده‌ای
۲
غالبا امروز در آیینه خود را دیده‌ای
۳
کلفتی داری و پنهان داری از من گوئیا
۴
این که با غیر الفتت فهمیده‌ام فهمیده‌ای
۵
گشت معلومم که در گوشت چه آهنگی خوش است
۶
چون شنیدم کز غرض گو حال من پرسیده‌ای
۷
چون شوی با غیر بد مخصوص خود گردانیم
۸
آلت اعراض غیرم خوب گردانیده‌ای
۹
چون نمی‌رنجی تو از کس جز به جرم دوستی
۱۰
حیرتی دارم که از دشمن چرا رنجیده‌ای
۱۱
پنبه‌ای در گوش نه تا ننهی از غیرت به داغ
۱۲
این که می‌گویند بدگویان اگر نشنیده‌ای
۱۳
محتشم کافتاده زار از پرسش بی جای تو
۱۴
کشته‌ای او را و پنداری که آمرزیده‌ای

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.