زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
محتشم کاشانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۵۴۹

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
دی باز جرعه نوش ز جام که بوده‌ای
۲
صد کام تلخ کرده به کام که بوده‌ای
۳
آنجا که بود بهر تو در خاک دامها
۴
دام که پاره کرده ورام که بوده‌ای
۵
آنجا که جسته‌اند تو را چون هلال عید
۶
به رقع گشودهٔ ماه تمام که بوده‌ای
۷
سرگرمیت چو برده به کسب هوا برون
۸
خورشیدوار بر در و بام که بوده‌ای
۹
ای صد هزار صید دل آزاد کرده‌ات
۱۰
خود صیدوار بسته دام که بوده‌ای
۱۱
شب عارفانه ساقی بزم که گشته‌ای
۱۲
تا روز جرعه نوش ز جام که بوده‌ای
۱۳
در حالت شکفتگی از رغم محتشم
۱۴
حالت طلب ز طرز کلام که بوده‌ای

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.