زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
محتشم کاشانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۵۵۵

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
مرا به دست غم خود گذاشتی رفتی
۲
غم جهان همه بر من گماشتی رفتی
۳
سواد خط مژه‌ام زان فراق نامه سترد
۴
که در وداع بنامم گذاشتی رفتی
۵
دل از وفا به تو می‌داد دست عهد ابد
۶
ازو تو عهد گسل واگذاشتی رفتی
۷
به غیر حسرت و مردن بری نداد آن تخم
۸
که در زمین دل خسته کاشتی رفتی
۹
لوای هجر که یک چند بود افکنده
۱۰
تو در شکست غمش برفراشتی رفتی
۱۱
مرا که ابرش ادبار بد به زین ماندم
۱۲
تو زین بر ابلق اقبلال داشتی رفتی
۱۳
دگر به زیستن محتشم امید مدار
۱۴
چنین که در تب مرگش گذاشتی رفتی

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.