غزل شمارهٔ ۵۶۴
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
سرلشگر حسن است نگاهی که تو داری
۲
ترکش کش او چشم سیاهی که تو داری
۳
جوشن در صبر است شکیبنده دلان را
۴
رخساره چون پنجه ماهی که تو داری
۵
بر قدرت خود تکیه کند حسن چو گردد
۶
صیقل گرمه طرف کلاهی که تو داری
۷
بر یوسفیت حسن گواه است و عجب نیست
۸
صد دعوی ازین به گواهی که تو داری
۹
به نما به ملک روی که سازد ز رقابت
۱۰
در نامه من ثبت گناهی که تو داری
۱۱
ز آلودگی بال ملایک به حذر باش
۱۲
ای اشگ جگرگون سر راهی که تو داری
۱۳
در بزم سبک میکندت محتشم امشب
۱۴
بیلنگری شعلهٔ آهی که تو داری
