زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
محتشم کاشانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۵۶۵

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
باز ای دل شورانگیز رو سوی کسی داری
۲
چشم از همه پوشیده بر روی کسی داری
۳
ای آتش دل با آن کز دست تو می‌سوزم
۴
چون از تو کنم شکوه تو خوی کسی داری
۵
هر گل که به باغ آید می‌بویم و می‌گویم
۶
در پای تو میرم من تو بوی کسی داری
۷
ای دل ز سجود تو محراب به تنگ آید
۸
ورنه نظر رگویا ابروی کسی داری
۹
بگسل ز من ای عاقل ورنه نفسی دیگر
۱۰
زنجیر جنون بر پا از موی کسی داری
۱۱
ای محتشم ار دهرت همسایه مجنون کرد
۱۲
خوش باش که جا در عشق پهلوی کسی داری

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.