غزل شمارهٔ ۵۶۶
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
باز بر من نظر افکنده شکار اندازی
۲
به شکار آمده در دشت دلم شهبازی
۳
کرده از گوشه کنارم هدف ناوک ناز
۴
گوشه چشم خدنگ افکن صید اندازی
۵
خون بهای دو جهانست در اثنای عتاب
۶
از لبش خندهای از گوشهٔ چشمش نازی
۷
سخن مجلسیش میکشد از ذوق مرا
۸
چون زیم گر شنوم روزی از آن لب رازی
۹
به زکات قدمت بر لب بام آی امشب
۱۰
چون به گوشت رسد آلوده به درد آوازی
۱۱
چشمت از غمزه مرا کشت و لب زنده نساخت
۱۲
آخر ای یوسف عیسی نفسان اعجازی
۱۳
محتشم دل چو به آن غمزه سپردی زنهار
۱۴
برحذر باش که واقف نشود غمازی
