غزل شمارهٔ ۵۹۲
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ای رشگ بتان به کج کلاهی
۲
قربان سرت شوم اللهی
۳
تو بسته میان به کشتن من
۴
من بسته کمر به عذرخواهی
۵
روی تو ز باده ارغوانی
۶
رخسارهٔ من ز غصه کاهی
۷
من خورده قسم به عصمت تو
۸
تو داده به خون من گواهی
۹
ماهی تو درین لباس شبرنگ
۱۰
یا آب حیات در سیاهی
۱۱
گویند که ماهی و نگویند
۱۲
وصف مه روی تو کماهی
۱۳
ابرو بنما و رخ که بینند
۱۴
در خیمهٔ آفتاب ماهی
۱۵
ای بر سر تو همای دولت
۱۶
انداخته سایهٔ الهی
۱۷
بر محتشم گدا ببخشای
۱۸
شکرانهٔ این که پادشاهی
