غزل شمارهٔ ۱
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
جاء البرید مبشرا من بعد ما طال المدا
۲
ای قاصد جانان تو را صد جان و دل بادا فدا
۳
بالله اخبرنی بما قد قال جیران الحمی
۴
حرف دروغی از لب جانان بگو بهر خدا
۵
یا ایها الساقی أدر کأس المدام فانها
۶
مفتاح ابواب النهی مشکوة انوار الهدی
۷
قد ذاب قلبی یا بنی شوقا الی اهل الحمی
۸
خوش آنکه از یک جرعه می، سازی مرا از من جدا
۹
هذا الربیع اذا آتی یا شیخ قل حتی متی
۱۰
منع من محنت زده زان بادهٔ محنت زدا
۱۱
قم یا غلام و قل لنا الدیر این طریقه
۱۲
فالقلب ضیع رشده و من المدارس ما اهتدا
۱۳
قل للبهائی الممتحن داوالفؤاد من المحن
۱۴
بمدامة انوارها تجلوا عن القلب الصدی