شیخ بهایی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۱۷

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
پای امیدم، بیابان طلب گم کرده‌ای
۲
شوق موسایم، سر کوی ادب، گم کرده‌ای
۳
باد گلزار خلیلم، شعله دارم در بغل
۴
نالهٔ ایوب دردم، راه لب گم کرده‌ای
۵
می‌کند زلفت منادی بر در دلها که من
۶
گوهر خورشید در دامان شب گم کرده‌ای
۷
گوهر یکتای بحر دودمان دانشم
۸
لیکن از ننگ سرافرازی، لقب گم کرده‌ای
۹
ای بهائی! تا که گشتم ساکن صحرای عشق
۱۰
در ره طاعت، سر راه طلب گم کرده‌ای

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.