شیخ بهایی · نان و پنیر

بخش ۹ - فی‌الفطره

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای لوای اجتهاد افراشته
۲
روزهٔ هر روز، عادت ساخته
۳
اهل وحدت را به شقوت کرده حکم
۴
بسته‌شان در ربقهٔ صم و بکم
۵
هان، مشو مغرور بر افعال خود
۶
هان مشو مسرور بر احوال خود
۷
این عبادتهای تو مقبول نیست
۸
تا ندانی عاقبت، کار تو چیست
۹
ای بسا نعلی که وارون بسته شد
۱۰
شیشهٔ امن نفوس اشکسته شد
۱۱
گبر چندین ساله‌ای در حین نزع
۱۲
کرد بر حقیقت اسلام، قطع
۱۳
عابدی با شد و مد و کش و فش
۱۴
بهر ترسا بچه‌ای شد، باده‌کش
۱۵
کار با انجام کار است و سرشت
۱۶
ختم کاشف، از سرشت خوب و زشت
۱۷
ای بسا بدطینت و نیکوخصال
۱۸
ای بسا خوش طینت و ناخوش فعال
۱۹
طینت بد، آنکه در علم ازل
۲۰
رفته از وی ختم بر کفر و دغل

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.