شیخ بهایی · نان و پنیر

بخش ۱۰ - در توحید

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
دست او، طوق گردن جانت
۲
سر برآورده از گریبانت
۳
به تونزدیکتر ز حبل ورید
۴
تو در افتاده در ضلال بعید
۵
چند گردی به گرد هر سر کوی
۶
درد خود را دوا، هم از او جوی
۷
«لا» نهنگی است، کاینات آشام
۸
عرش تا فرش در کشیده به کام
۹
هر کجا کرده آن نهنگ آهنگ
۱۰
از من و ما نه بوی ماند و نه رنگ
۱۱
نقطه‌ای زین دوایر پرگار
۱۲
نیست بیرون ز دور این پرگار
۱۳
چه مرکب در این فضا، چه بسیط
۱۴
هست حکم فنا، به جمله محیط
۱۵
بلکه مقراض قهرمان حق است
۱۶
قاطع وصل کلمان حق است
۱۷
هندوی نفس راست غل دو شاخ
۱۸
تنگ کرده برو جهان فراخ
۱۹
دارد از «لا» فروغ، نور قدم
۲۰
گرچه «لا» داشت، تیرگی عدم
۲۱
چون کند «لا» بساط کثرت طی
۲۲
دهد «الا» ز جام وحدت، می

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.