سیف فرغانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۵۵

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ایا به حسن چو شیرین به ملک چون پرویز
۲
قد تو سرو روان است و سرو تو گل ریز
۳
به روزگار تو جز عاشقی کنم نسزد
۴
به عهد خسرو چون کار خر کند شبدیز؟
۵
اگر زلعل تو مستان عشق نقل خوهند
۶
بخنده لب بگشا و شکر ز پسته بریز
۷
بریز پای میاور چو خاک و برمگذر
۸
مرا که نیست به جز دامن تو دست آویز
۹
گرم به تیغ برانی ز پیش تو نروم
۱۰
نه من ز تو نه ز حلوا کند مگس پرهیز
۱۱
من شکسته گر از تو جفا کشم چه عجب
۱۲
نه دست دفع بلا دارم و نه پای گریز
۱۳
کسی کز آتش عشق تو گرم گشت دلش
۱۴
از آب گرد برآرد به آه دردآمیز
۱۵
به عهد حسن تو شد زنده سیف فرغانی
۱۶
که مرده خفته نماند به روز رستاخیز
۱۷
از آن زمان که چو فرهاد بر تو عاشق شد
۱۸
چو وجد گفتهٔ شیرین اوست شورانگیز

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.