سیف فرغانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۵۶

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
جرعه‌ای می نخورده از دستش
۲
بیخودم کرد نرگس مستش
۳
هر که از جام عشق او می‌خورد
۴
توبه گر سنگ بود بشکستش
۵
به کسی مبتلا شدم که نرست
۶
مرغ از دام و ماهی از شستش
۷
به همه جای می‌رود حکمش
۸
به همه کس همی رسد دستش
۹
از عنایت مپرس کن معنی
۱۰
نیست در حق بنده گر هستش
۱۱
هر که عاشق نشد، به دامن دوست
۱۲
نرسد دست همت پستش
۱۳
سیف از مشک بوی دوست شنید
۱۴
بر گریبان خویشتن بستش

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.