Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
سیف فرغانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۹۲

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
مرغ دلم صید کرد غمزهٔ چون تیر او
۲
لشکر خود عرض داد حسن جهان گیر او
۳
باز سپید است حسن، طعمهٔ او مرغ دل
۴
شیر سیاه است عشق، با همه نخجیر او
۵
عشق نماز دل است، مسجد او کوی دوست
۶
ترک دو عالم شناس اول تکبیر او
۷
هست وضوش آب چشم، روز جوانیش وقت
۸
فوت شود وصل دوست از تو به تاخیر او
۹
عشق چو صبح است دید روی چو خورشید دوست
۱۰
بر دل هر کس که تافت نور تباشیر او
۱۱
خمر الهی است عشق ساقی او دست فضل
۱۲
بی خبری از دو کون مبدا تاثیر او
۱۳
عشق چو آورد حکم از بر سلطان حسن
۱۴
در تو عملها کند حزن به تقریر او
۱۵
عشق جوان نورسید تا چو خرابات شد
۱۶
خانقه دل که بود عقل کهن پیر او
۱۷
مرغ دل عاشق است آن که چو قصدش کنی
۱۸
زخم خوری چون هدف از پر بی تیر او
۱۹
گر تو ندانی که چیست این همه نظم بدیع
۲۰
دوست به حسن آیتی‌ست وین همه تفسیر او
۲۱
ورنه تو بیدار دل حال چو من خفته را
۲۲
خواب پریشان شمار وین همه تعبیر او
۲۳
زمزمهٔ شعر سیف نغمهٔ داودی است
۲۴
نفخهٔ صور دل است صوت مزامیر او

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.