Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
سیف فرغانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۹۱

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای لب لعلت شکرستان من!
۲
وی دهنت چشمهٔ حیوان من!
۳
تا سر زلف تو ندیدم دگر
۴
جمع نشد حال پریشان من
۵
درد فراق تو هلاکم کند
۶
گر نکند وصل تو درمان من
۷
بی‌لب خندان تو دایم چو آب
۸
خون چکد از دیدهٔ گریان من
۹
هست بلای دل من حسن تو
۱۰
باد فدای تن تو جان من
۱۱
من تنم و مهر تو جان من است
۱۲
من شبم و تو مه تابان من
۱۳
جز تو در آفاق مرا هیچ نیست
۱۴
ای همه آن تو و تو آن من
۱۵
گر به فراقم بکشی راضیم
۱۶
هم نکنی کار به فرمان من
۱۷
گر چه فغان می‌نکنم آشکار
۱۸
الحذر از نالهٔ پنهان من
۱۹
ناله چو بلبل کنم از شوق تو
۲۰
ای رخ خوب تو گلستان من
۲۱
سیف همی گوید تو یوسفی
۲۲
بی تو جهان کلبهٔ احزان من

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.