Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
سیف فرغانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۹۷

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای پستهٔ دهانت نرخ شکر شکسته
۲
وی زادهٔ زبانت قدر گهر شکسته
۳
من طوطیم لب تو شکر بود که بینم
۴
در خدمت تو روزی طوطی شکر شکسته
۵
آنجا که چهرهٔ تو گسترده خوان خوبی
۶
گردد ز شرم رویت قرص قمر شکسته
۷
چون باز گرد عالم گشتم بسی و آخر
۸
در دامت اوفتادم چون مرغ پر شکسته
۹
نقد روان جان را جو جو نثار کردم
۱۰
زین سان درست کاری ناید ز هر شکسته
۱۱
من خود شکسته بودم از لشکر غم تو
۱۲
این حمله بین که هجرت آورد بر شکسته
۱۳
وز طعنه‌های مردم در حق خود چه گویم
۱۴
هر کو رسید سنگی انداخت بر شکسته
۱۵
بارم محبت تست ای جان و وقت باشد
۱۶
کز بار خویش گردد شاخ شجر شکسته
۱۷
گر من شکسته گشتم از عشق تو چه نقصان
۱۸
هیچ از شکستگی شد بازار زر شکسته؟
۱۹
امشب ز سنگ آهم در کارگاه گردون
۲۰
شد شیشه‌های انجم در یکدگر شکسته
۲۱
دی گفت عزت تو ما را به کس چه حاجت
۲۲
من کس نیم چه دارم دل زین قدر شکسته
۲۳
از هیبت خطابت شد سیف را دل ای جان
۲۴
همچون ردیف شعرش سر تا بسر شکسته

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.