Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
سیف فرغانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۹۸

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای در سخن دهانت تنگ شکر گشاده
۲
لعلت به هر حدیثی گنج گهر گشاده
۳
ای ماه بندهٔ تو هر لحظه خندهٔ تو
۴
ز آن لعل همچو آتش لؤلؤی تر گشاده
۵
بهر بهای وصلت عشاق تنگ‌دل را
۶
دستی فراخ باید در بذل زر گشاده
۷
در طبعم آتش تو آب سخن فزوده
۸
وز خشمم انده تو خون جگر گشاده
۹
تن را به گرد کویت پای جواز بسته
۱۰
دل را به سوی رویت راه نظر گشاده
۱۱
تا لشکر غم تو بشکست قلب ما را
۱۲
بر دل ولایت جان شد بیشتر گشاده
۱۳
چون زلف بر گشایی زیبد گرت بگویم
۱۴
کبک نگار بسته، طاوس پر گشاده
۱۵
شب در سماع دیدم آن زلف بستهٔ تو
۱۶
چون چتر پادشاهان روز ظفر گشاده
۱۷
روی تو را نگویم مه ز آنکه هست رویت
۱۸
گلزار نو شکفته، فردوس در گشاده
۱۹
گر عاشق تو فردا اندر سفر نهد پا
۲۰
صد در ز خلد گردد اندر سفر گشاده
۲۱
تا از سماع نامت چون عاشقان برقصد
۲۲
از بند خاک گردد بیخ شجر گشاده
۲۳
از بار فرقت تو جان از تن و تن از جان
۲۴
بند تعلق خویش از یکدگر گشاده
۲۵
عشق چو آتش تو از طبع بنده هر دم
۲۶
همچون عصای موسی آب از حجر گشاده
۲۷
ز آن سیف می‌نیاید در کوی تو که دایم
۲۸
در هر قدم ز کویت چاهی است سر گشاده

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.