Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
سیف فرغانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۱۱۰

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
دی مرا گفت آن مه ختنی
۲
که من آن توام تو آن منی
۳
ما دو سر در یکی گریبانیم
۴
چو جدامان کند دو پیرهنی؟!
۵
گو لباس تن از میانه برو
۶
چون برفت از میان ما دو تنی
۷
گر فقیری به ما بود محتاج
۸
حاجت از وی طلب که اوست غنی
۹
دوست با عاشقان همی گوید
۱۰
به اشارت سخن ز بی‌دهنی
۱۱
عاشقان از جناب معشوقند
۱۲
گر حجازی بوند و گر یمنی
۱۳
همچو قرآن که چون فرود آمد
۱۴
گویی آن هست مکی آن مدنی
۱۵
علوی سبط مصطفی باشد
۱۶
گر حسینی بود و گر حسنی
۱۷
گر چه گویند خلق سلمان را
۱۸
پارسی و اویس را قرنی
۱۹
عاشق دوست را ز خلق مدان
۲۰
در بحرین را مگو عدنی
۲۱
روی پوشیده و برهنه به تن
۲۲
مردگان را چه غم ز بی‌کفنی
۲۳
غزل عشق چون سراییدی
۲۴
خارج از پرده‌های خویشتنی
۲۵
عاقبت مطربان مجلس وصل
۲۶
بنوازندت ای چو دف زدنی
۲۷
دوست گوید بیا که با تو مرا
۲۸
دوی‌یی نیست من توام تو منی
۲۹
سیف فرغانی اندرین کوی است
۳۰
با سگان همنشین ز بی وطنی

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.