Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
سیف فرغانی · دیوان اشعار

شمارهٔ ۴۵ - و باز به سعدی فرستاده است

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
بسی نماند ز اشعار عاشقانهٔ تو
۲
که شاه بیت سخنها شود فسانهٔ تو
۳
به بزم عشق ترشح کند چو آب حیوة
۴
زلال ذوق ز اشعار عاشقانهٔ تو
۵
به مجلسی که کسان ساز عشق بنوازند
۶
هزار نغمهٔ ایشان و یک ترانهٔ تو
۷
چو بر رباب غزل پرده‌ساز شد طبعت
۸
به چنگ زهره بریشم دهد چغانهٔ تو
۹
چو بر بساط سخن اسب خود روان کردی
۱۰
دمی ز شاه معطل نبود خانهٔ تو
۱۱
چو دام شعر تو را گشت مرغ جانها صید
۱۲
میان دانهٔ دلهاست آشیانهٔ تو
۱۳
کسی که حلقهٔ آن در زند به پای ادب
۱۴
بیاید و بنهد سر بر آستانهٔ تو
۱۵
ز شعر تر همه پر کرد خوان درویشی
۱۶
ادام ز آب دهن یافت خشک نانهٔ تو
۱۷
به نزد تو زر سلطان سفال رنگین است
۱۸
از آنکه گوهر نفس است در خزانهٔ تو
۱۹
بدین صفت که تو را سرکش بنان شد رام
۲۰
مگر عصای کلیم است تازیانهٔ تو
۲۱
ز جیب فکر چو سر برکند سخن در حال
۲۲
چو موی راست شود فرق او به شانهٔ تو
۲۳
تو بحر فضل و تو را در میانه گوهر نظم
۲۴
سخن بگو که خموشی بود کرانهٔ تو
۲۵
از آن ز دایرهٔ اهل عصر بیرونی
۲۶
که غیر نقطهٔ دل نیست در میانهٔ تو
۲۷
از آن به خلق چو سیمرغ روی ننمایی
۲۸
که ناپدید چو عنقا شده‌ست لانهٔ تو
۲۹
ترازویی که گرت در کفی بود دنیا
۳۰
ز راستی نگراید جوی زبانهٔ تو
۳۱
ترا که کرسی دل زین خرابه بیرون است
۳۲
بهشت وار ز عرش است آسمانهٔ تو
۳۳
بترک ملک دو عالم چهار تکبیر است
۳۴
یکی نماز تهجد یکی دو گانهٔ تو
۳۵
ز خمر عشق قدحهاست هر یکی غزلت
۳۶
چو آب گشته روان از شرابخانهٔ تو
۳۷
نشانه‌ای ست سخنهای تو ولی نه چنانک
۳۸
به تیر طعنهٔ مردم رسد نشانهٔ تو
۳۹
ز نفس ناطقه پرس این سخن چو ایامی‌ست
۴۰
که مرغ روح همی پرورد به دانهٔ تو
۴۱
به دولت شرف نفس تو عزیز شود
۴۲
متاع شاعر که خوار است در زمانهٔ تو

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.