غزل شمارهٔ ۵۱
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
اولم رام نمودی به دل آرامیها
۲
آخرم سوختی از حسرت ناکامیها
۳
تو و نوشیدن پیمانه و خشنودی دل
۴
من وخاک در میخانه و بدنامیها
۵
چشم سر مست تو تا ساقی هشیاران است
۶
کی توان دست کشید از قدح آشامیها
۷
قدمی رنجه کن از سرو سمن ساق به باغ
۸
تاصنوبر نزند لاف خوش اندامی ها
۹
میخورد مرغ دل از دوری خال و خط تو
۱۰
غم بی دانگی و حسرت بیدامیها
۱۱
عاقبت چشم من افتاد بدان طلعت نیک
۱۲
چشم بد دور از این نیک سرانجامیها
۱۳
سر و پا آتشم از عشق فروغی لیکن
۱۴
پختگیها نتوان کرد بدین خامیها