فروغی بسطامی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۵۳

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
اندوه تو شد وارد کاشانه‌ام امشب
۲
مهمان عزیز آمده در خانه‌ام امشب
۳
صد شکر خدا را که نشسته‌ست به شادی
۴
گنج غمت اندر دل ویرانه‌ام امشب
۵
من از نگه شمع رخت دیده نورزم
۶
تا پاک نسوزد پر پروانه‌ام امشب
۷
بگشا لب افسونگرت ای شوخ پری چهر
۸
تا شیخ بداند ز چه افسانه‌ام امشب
۹
ترسم که سر کوی تو را سیل بگیرد
۱۰
ای بی‌خبر از گریه مستانه‌ام امشب
۱۱
یک جرعهٔ تو مست کند هر دو جهان را
۱۲
چیزی که لبت ریخت به پیمانه‌ام امشب
۱۳
شاید که شکارم شود آن مرغ بهشتی
۱۴
گاهی شکن دام و گهی دانه‌ام امشب
۱۵
تا بر سر من بگذرد آن یار قدیمی
۱۶
خاک قدم محرم و بیگانه‌ام امشب
۱۷
امید که بر خیل غمش دست بیاید
۱۸
آه سحر و طاقت هر دانه‌ام امشب
۱۹
از من بگریزید که می‌خورده‌ام امشب
۲۰
با من منشینید که دیوانه‌ام امشب
۲۱
بی حاصلم از عمر گرانمایه فروغی
۲۲
گر جان نرود در پی جانانه‌ام امشب

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.