Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
فروغی بسطامی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۱۷۵

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
این چه تابی است که آن حلقهٔ گیسو دارد
۲
که دل هر دو جهان بسته یک مو دارد
۳
نقد یک بوسه به صد جان گران مایه نداد
۴
داد از این سنگ که لعلش به ترازو دارد
۵
اهل بینش همه در جلوهٔ او حیرانند
۶
این چه معنی است که آن صورت نیکو دارد
۷
مگر از دیدن او دیده بپوشد ورنه
۸
کی کسی طاقت نظاره آن رو دارد
۹
پس چرا می‌رمد از حلقهٔ صاحب نظران
۱۰
گر نه آن چشم سیه شیوهٔ آهو دارد
۱۱
یک مسلمان ز در کعبه نیامد بیرون
۱۲
بنده دیر مغان ابش که هندو دارد
۱۳
تاج داران همه خاک در آن درویشند
۱۴
که به سر خاکی از آن خاک سر کو دارد
۱۵
من و اندیشه ز بسیاری دشمن حاشا
۱۶
دست موسی چه غم از لشگر جادو دارد
۱۷
من و از کوی تو رفتن به سلامت، هیهات
۱۸
که سر راه مرا عشق ز هر سو دارد
۱۹
مگرش دست به چین سر زلف تو رسید
۲۰
که دم باد سحر نافهٔ خوش بو دارد
۲۱
آه من دامن آن ماه فروغی نگرفت
۲۲
زان که یک شهر هواخواه و دعاگو دارد

دانش و پژوهش این شعر

نیازمند بازبینی
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۲ نیازمند تصمیم۲ موجودیت مرتبط

پیش‌نویس‌ها و پیشنهادها

هنوز واقعیت تأییدشده نیستند
پیشنهادیبازنمایی کهن‌الگو

عاشق جوینده

بازنمایی کهن‌الگو ← عاشق جوینده

Matched curated alias: عاشقان; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira
پیشنهادیشامل شخصیت

عاشق

شامل شخصیت ← عاشق

Matched curated alias: عاشقان; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira