زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
فروغی بسطامی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۴۶۸

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
دامن کشان شبی به کنارم نیامدی
۲
کارم ز دست رفت و به کارم نیامدی
۳
در پیش زلف خم به خمت عقده‌های دل
۴
گفتم که مو به مو بشمارم نیامدی
۵
در کارگاه دیده نگارا ز روی تو
۶
گفتم نگارها به نگارم نیامدی
۷
گفتی چون جان رسد به لبت خواهم آمدن
۸
بر لب رسید جان فگارم نیامدی
۹
شب شد ز تار طرهٔ تو روز روشنم
۱۰
روزی به دیدن شب تارم نیامدی
۱۱
با جان نازنین به کمین گاهت آمدم
۱۲
با تیر دل نشین به شکارم نیامدی
۱۳
خمرم تمام گشت و خمارم ز حد گذشت
۱۴
با جام می به دفع خمارم نیامدی
۱۵
اشکم نگارخانهٔ چین ساخت خانه را
۱۶
هرگز به سیر نقش و نگارم نیامدی
۱۷
تنها در انتظارم هلاکم نساختی
۱۸
بعد از هلاک هم به مزارم نیامدی
۱۹
تا در میانه بود وجودم ندیدمت
۲۰
تا از میان نرفت غبارم نیامدی
۲۱
گر گنج دست می‌دهد از رنج پس چرا
۲۲
یک بار در یمین و یسارم نیامدی
۲۳
تا با خبر نکردمت از عدل شهریار
۲۴
بهر تسلی دل زارم نیامدی
۲۵
کشورگشای ناصردین شه که تیغ او
۲۶
گفتا به چرخ هیچ به کارم نیامدی
۲۷
دوش از فروغ چشم فروغی به راه تو
۲۸
یک دل شدم از جان بسپارم نیامدی

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.