زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
۱تو پری چهره اگر دست به آیینه بری
۲آنچنان شیفته گردی که گریبان بدری
۳با وجودت دو جهان بیخبر از خویشتنند
۴تو چنان واله خود کز دو جهان بی خبری
۵آسمان با قمری این همه نازش دارد
۶چون ننازی تو که دارندهٔ چندین قمری
۷شاید ار تنگ دلان تنگی شکر نکشند
۸تا تو ای تنگ دهان صاحب تنگ شکری
۹هیچ کس را ز تو امکان شکیبایی نیست
۱۰که توان تن و کام دل و نور بصری
۱۱من ملول از غم و غیر از تو به سر حد نشاط
۱۲ای دریغا که به نام من و کام دگری
۱۳تو به جز ابروی خونخواره نداری تیغی
۱۴من به جز سینهٔ صدپاره ندارم سپری
۱۵من ز رخسار تو آیینهٔ پرستم زیرا
۱۶که هم آیین و هم آیینه صاحب نظری
۱۷از سر خون خود آن روز گذشتم در عشق
۱۸که تو سرمست خرامنده به هر ره گذری
۱۹نه عجب طبع فروغی به تو گر شد مایل
۲۰زان که در خیل بتان از همه مطبوعتری
دانش و پژوهش این شعر
نیازمند بازبینی۰ ارتباط تأییدشده۰ پیشنویس۲ نیازمند تصمیم۲ موجودیت مرتبط
پیشنویسها و پیشنهادها
هنوز واقعیت تأییدشده نیستندپیشنهادیبازنمایی کهنالگو
پیشنهاد واژگانی؛ سرنخ پژوهشهمخوانی واژه، اثبات معنا یا نقش ادبی نیست؛ متن را بررسی کنید.ارجاع در سطح شعر است؛ بیت دقیق ثبت نشده است.
بازنمایی کهنالگو ← عاشق جوینده
Matched curated alias: عاشق; editorial status: suggested
۱ شاهد متنی
بیت دقیق و نقلقول در این رکورد ثبت نشده؛ ارجاع فعلی فقط به شعر است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقلشدهVira
پیشنهادیشامل شخصیت
پیشنهاد واژگانی؛ سرنخ پژوهشهمخوانی واژه، اثبات معنا یا نقش ادبی نیست؛ متن را بررسی کنید.ارجاع در سطح شعر است؛ بیت دقیق ثبت نشده است.
شامل شخصیت ← عاشق
Matched curated alias: عاشق; editorial status: suggested
۱ شاهد متنی
بیت دقیق و نقلقول در این رکورد ثبت نشده؛ ارجاع فعلی فقط به شعر است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقلشدهVira
از این شعر به پژوهش بروید
موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی میمانند.