زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
فروغی بسطامی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۵۱۵

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
خرم آن عاشق که آشوب دل و دینش تویی
۲
کار فرمایش محبت، مصلحت بینش تویی
۳
شورش عشاق در عهد لب شیرین لبت
۴
ای خوشا عهدی که شورش عشق و شیرینش تویی
۵
عاشق روی تو می‌نازد به خیل عاشقان
۶
پادشاهی می‌کند صیدی که صیادش تویی
۷
مستی عشق تو را هشیاری از دنبال هست
۸
بر نمی‌خیزد ز خواب آن سر که بالینش تویی
۹
گاو جولان می‌نیاید بر زمین از سرکشی
۱۰
پای آن توسن که اندر خانهٔ زینش تویی
۱۱
می‌برم رشک نظربازی که از بخت بلند
۱۲
در میان سرو قدان سرو سیمینش تویی
۱۳
گر ببارد اشک گلگون دیدهٔ من دور نیست
۱۴
کاین گل رنگین دهد باغی که گلچینش تویی
۱۵
بوستان حسن را یارب خزان هرگز مباد
۱۶
تا بهار سنبل ریحان و نسرینش تویی
۱۷
زندگی بهر فروغی در محبت مشکل است
۱۸
تا به جرم مهربانی بر سر کینش تویی

دانش و پژوهش این شعر

نیازمند بازبینی
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۱ نیازمند تصمیم۱ موجودیت مرتبط

پیش‌نویس‌ها و پیشنهادها

هنوز واقعیت تأییدشده نیستند
پیشنهادیبه‌کارگیری نماد

گل و بلبل

پیشنهاد واژگانی؛ سرنخ پژوهشهم‌خوانی واژه، اثبات معنا یا نقش ادبی نیست؛ متن را بررسی کنید.ارجاع در سطح شعر است؛ بیت دقیق ثبت نشده است.

به‌کارگیری نماد ← گل و بلبل

Matched curated alias: گل; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
بیت دقیق و نقل‌قول در این رکورد ثبت نشده؛ ارجاع فعلی فقط به شعر است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.