Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
حافظ · غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲۴

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
خوشا دلی که مدام از پی نظر نرود
۲
به هر درش که بخوانند بی‌خبر نرود
۳
طمع در آن لب شیرین نکردنم اولی
۴
ولی چگونه مگس از پی شکر نرود
۵
سواد دیده غمدیده‌ام به اشک مشوی
۶
که نقش خال توام هرگز از نظر نرود
۷
ز من چو باد صبا بوی خود دریغ مدار
۸
چرا که بی سر زلف توام به سر نرود
۹
دلا مباش چنین هرزه گرد و هرجایی
۱۰
که هیچ کار ز پیشت بدین هنر نرود
۱۱
مکن به چشم حقارت نگاه در من مست
۱۲
که آبروی شریعت بدین قدر نرود
۱۳
من گدا هوس سروقامتی دارم
۱۴
که دست در کمرش جز به سیم و زر نرود
۱۵
تو کز مکارم اخلاق عالمی دگری
۱۶
وفای عهد من از خاطرت به در نرود
۱۷
سیاه نامه‌تر از خود کسی نمی‌بینم
۱۸
چگونه چون قلمم دود دل به سر نرود
۱۹
به تاج هدهدم از ره مبر که باز سفید
۲۰
چو باشه در پی هر صید مختصر نرود
۲۱
بیار باده و اول به دست حافظ ده
۲۲
به شرط آن که ز مجلس سخن به در نرود

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.