غزل شمارهٔ ۷۴
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
وصل جانان باشدم جان گو مباش
۲
در جهان جز فکر جانان گو مباش
۳
ساکن خلوت سرای انس را
۴
گلشن و بستان و ایوان گو مباش
۵
ما کجا اسباب دنیا از کجا
۶
مور را ملک سلیمان گو مباش
۷
چون ز یزدان هرچه خواهی میدهد
۸
خلعت و انعام سلطان گو مباش
۹
ما گدایانیم ما را چون عبید
۱۰
مال و جاه و حکم و فرمان گو مباش