غزل شمارهٔ ۷۳
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
در این چنین سره فصلی و نوبهاری خوش
۲
خوشا کسیکه کند عیش با نگاری خوش
۳
کنار جوی گزین گوش سوی بلبل دار
۴
کنون که هست به هر گوشهای کناری خوش
۵
گرت به دست فتد دامنی که مقصود است
۶
بگیر دامن کوهی و لالهزاری خوش
۷
بیا به وصل دمی روزگار ما خوش کن
۸
به شکر آنکه ترا هست روزگاری خوش
۹
به رغم مدعیان در فراق او هرکس
۱۰
بپرسدم که خوشی گویمش که آری خوش
۱۱
مرا ز صحبت یاری گریز ممکن نیست
۱۲
هزار جان عزیزم فدای یاری خوش
۱۳
دل عبید نگردد شکار غم پس از این
۱۴
گرش به دام افتد چنان نگاری خوش