غزل شمارهٔ ۷۶
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ای ترک چشم مستت بیمار خانهٔ دل
۲
زلف تو دام جانها خال تو دانهٔ دل
۳
آنجا که ترک چشمت شست جفا گشاید
۴
تیر بلا نیاید جز بر نشانهٔ دل
۵
خونابهٔ سرشکم ریزند مردم چشم
۶
از آستانهٔ تو تا آسمانهٔ دل
۷
دل اوفتاده عاجز بر آستانهٔ تو
۸
تا عاجز اوفتادم بر آستانهٔ دل
۹
دارد عبید مسکین دائم هوای عشقت
۱۰
هم در میانهٔ جان هم در میانهٔ دل